زخمهای کودکی و بازتاب آنها در هویت آموزشی و اجتماعی نسل Z
اطلاعات این مقاله توسط دبیرخانه ثبت شده است و نویسندگان میتوانند اصلاحات احتمالی را به دبیرخانه اعلام کنند.
این مقاله بهصورت کامل در مجموعه مقالات کنفرانس پذیرفته و منتشر شده است. در این صفحه فقط چکیده و اطلاعات کتابشناختی آن ارائه میشود.
چکیده فارسی
هدف پژوهش حاضر بررسی پیوند میان تجارب خانوادگی دوران کودکی، آسیبهای روانی نسلهای جدید، و ضرورت بازاندیشی در طراحی نظام آموزشی (ISD) است. این مطالعه با رویکردی تحلیلی و تطبیقی انجام شده و تلاش دارد تا الگوهای آسیبزا در خانوادههای نسل Z و نسل آشیانه را شناسایی کرده و نقش نهادهای تربیتی را در ترمیم زخمهای روانی کودکان بازتعریف کند. روش تحقیق مبتنی بر تحلیل کتابخانهای و مثلثسازی منابع بوده است؛ بدین معنا که دادهها از طریق مقایسهی دیدگاههای نظری متنوع و بررسی یافتههای آماری تقویت شدهاند. در این مسیر، محدودیتهای روش کتابخانهای همچون فقدان دادههای میدانی نیز مدنظر قرار گرفته است. نتایج نشان میدهد که شرایط اجتماعی و اقتصادی دوران کودکی، سبکهای فرزندپروری و کیفیت روابط خانوادگی تأثیر مستقیمی بر شکلگیری شخصیت، سلامت روان و مسیرهای تحصیلی دارند. همچنین، آسیبهای روانی در محیطهای آموزشی بهصورت افت انگیزه، اضطراب، پرخاشگری و وابستگی به تأیید بیرونی نمود مییابند. یافتهها تأکید دارند که نظام آموزشی سنتی، به دلیل تمرکز صرف بر انتقال دانش، قادر به پاسخگویی به این نیازها نیست و حتی ممکن است آسیبها را تشدید کند. در مقابل، طراحی آموزشی نوین با رویکرد توانمندیمحور و حمایتی میتواند زمینهساز شکوفایی فردی و اجتماعی نسلهای جدید گردد. این پژوهش پیشنهاد میکند که بازاندیشی در نقش والدین و اصلاح سیاستهای آموزشی، با تمرکز بر پرورش خلاقیت، حمایت روانی-اجتماعی و پذیرش تفاوتهای فردی، مسیر تازهای برای توسعهی انسانی و اجتماعی فراهم خواهد آورد
کلیدواژهها: خانواده، نسلZ،تعلیم وتربیت،آموزش
استناد به این مقاله
رفرنس به مقاله کامل منتشرشده در مجموعه مقالات کنفرانس اشاره دارد، نه فقط چکیده نمایشدادهشده در این صفحه.