بررسی اثرات انعطافپذیری عصبی هنرهای نمایشی (درامتراپی) بر بهبود مهارتهای کارکردهای اجرایی در کودکان نارساخوان
اطلاعات این مقاله توسط دبیرخانه ثبت شده است و نویسندگان میتوانند اصلاحات احتمالی را به دبیرخانه اعلام کنند.
این مقاله بهصورت کامل در مجموعه مقالات کنفرانس پذیرفته و منتشر شده است. در این صفحه فقط چکیده و اطلاعات کتابشناختی آن ارائه میشود.
چکیده فارسی
نارساخوانی به عنوان یک اختلال عصبی-رشدی، علاوه بر مشکلات خواندن، اغلب با نقصهایی در کارکردهای اجرایی مانند بازداری، حافظه فعال و انعطافپذیری شناختی همراه است. این مرور نظاممند با تحلیل 42 مطالعه، اثربخشی مداخلات هدفمند بر کارکردهای اجرایی (به ویژه رویکردهای ترکیبی و دیجیتال) را در بهبود مهارتهای خواندن و شناختی کودکان نارساخوان بررسی کرده و شواهد مرتبط با تغییرات انعطافپذیری عصبی را ارزیابی میکند. یافتهها حاکی از آن است که مداخلات چندوجهی (مانند ادغام آموزش شناختی با تمرینات حسی-حرکتی) و برنامههای رایانهای، منجر به پیشرفتهای معناداری در کارکردهای اجرایی و مهارت خواندن میشوند و این بهبودها با نشانگرهای عصبشناختی انعطافپذیری عصبی، مانند افزایش اتصال کارکردی در شبکههای توجهی و اجرایی مغز، همراه هستند. اگرچه چارچوب نظری از پتانسیل مداخلات خلاقانهای مانند درامتراپی در درگیر کردن همزمان حیطههای شناختی، هیجانی و اجتماعی حمایت میکند، شواهد تجربی با معیارهای عینی در این زمینه اندک است و شکاف پژوهشی شواهد تجربی به شدت به چشم میآید. محدودیتهای اصلی ادبیات موجود شامل ناهمگونی روششناختی، حجم نمونههای کوچک و فقدان پیگیریهای بلندمدت است. این مرور بر ضرورت ادغام ارزیابیهای چندسطحی (رفتاری و عصبشناختی)، طراحی مداخلات شخصیسازیشده و انجام پژوهشهای آیندهنگر با استفاده از روشهای مقرون به صرفهتر تصویربرداری عصبی برای درک بهتر مکانیسمهای تغییر و بهینهسازی راهبردهای توانبخشی تأکید میورزد
کلیدواژهها: آموزش شناختی، ارزیابی عصبشناختی، انعطافپذیری عصبی، درامتراپی، کارکردهای اجرایی، نارساخوانی
استناد به این مقاله
رفرنس به مقاله کامل منتشرشده در مجموعه مقالات کنفرانس اشاره دارد، نه فقط چکیده نمایشدادهشده در این صفحه.