مبانی نظری طلاق عاطفی
اطلاعات این مقاله توسط دبیرخانه ثبت شده است و نویسندگان میتوانند اصلاحات احتمالی را به دبیرخانه اعلام کنند.
این مقاله بهصورت کامل در مجموعه مقالات کنفرانس پذیرفته و منتشر شده است. در این صفحه فقط چکیده و اطلاعات کتابشناختی آن ارائه میشود.
چکیده فارسی
هدف از انجام این پژوهش تبیین مبانی نظری طلاق عاطفی میباشد. طلاق عاطفی، پدیدهای است که در آن پیوند عاطفی، روانی و ارتباطی میان زوجین از بین میرود، در حالیکه رابطة قانونی و اجتماعی ازدواج همچنان برقرار است. این وضعیت که اغلب در سکوت و دور از دید جامعه رخ میدهد، از منظر جامعهشناختی بیانگر نوعی بحران در نهاد خانواده و تحول در ارزشهای فرهنگی و مدرن روابط زناشویی است. پژوهش حاضر با روش کتابخانهای و با تکیه بر نظریههای جامعهشناسی معاصر، بهویژه دیدگاههای آنتونی گیدنز دربارة «عشق خالص»، نظریة مدرنیته و فردگرایی، نظریة تبادل اجتماعی بلاو و نظریة سیستمهای خانواده باون، تلاش دارد ابعاد ساختاری و فرهنگی طلاق عاطفی را تبیین کند. یافتههای نظری نشان میدهد که افزایش فردگرایی عاطفی، کاهش تعهدات سنتی و تغییر معیارهای رضایت زناشویی در دوران مدرن، زمینهساز گسترش طلاق عاطفی در جوامع شهری است. همچنین نتایج مطالعات جدید (۲۰۲۱ تا ۲۰۲۴) حاکی از آن است که تحولات جهانی نظیر همهگیری کووید-۱۹، فشارهای روانی و کاهش تعاملات حضوری میان زوجین، به تشدید این پدیده انجامیده است. بدین ترتیب، طلاق عاطفی نهتنها تهدیدی برای پایداری خانواده، بلکه نشانهای از دگرگونی عمیق در الگوهای رابطه و ساختارهای فرهنگی جامعه محسوب میشود. این پژوهش با مرور ادبیات موجود، نشان میدهد که طلاق عاطفی در ایران یک بحران نامرئی اما در حال گسترش است که نیازمند شناسایی علمی، مداخلة سیاستی و انجام برنامههای مشاورهای هدفمند میباشد.
کلیدواژهها: طلاق عاطفی، فردگرایی عاطفی، نظریة تبادل اجتماعی، نظام خانواده، ساختار فرهنگی
استناد به این مقاله
رفرنس به مقاله کامل منتشرشده در مجموعه مقالات کنفرانس اشاره دارد، نه فقط چکیده نمایشدادهشده در این صفحه.